|
غم هم جزعی از زندگی هست
|
بين دوست داشتن و عشق ورزيدن فرق زيادي است.
در دوست داشتن تعهدي وجود ندارد!
عشق ورزيدن تعهد است.
به همين علت است كه مردم زياد راجع به عشق حرف نمي زنند
يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه ، وگرنه ميسوزه .
يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه می شکنه .
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه .
يه قناری بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه .
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه .
يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمی چسبه .
يه دفتر نقاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی نداره .
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه .
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه .
يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه .
يه چشم اشک آلود ، يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناری خوش آواز ، يه لب خندون ، يه صورت شاد ، يه جاده با انتها ، يه دفتر نقاشی ، يه قلب پاک، يه ديوار استوار ، فقط يه جا معنی داره ،
جائی که :
چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفت کبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لبای کوچيکت رو من خندون کنم ، نقاش دفتر خاطرات من باشم ، پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنم ، و فقط از اينکه به من تکيه می کنی احساس مسئوليتم بيشتر ميشه































خسته ام از خويش... از اين تکرار خويش...
از گذشته ي تلخ و آينده ي مبهم خويش...
تو را در گلويم فرياد مي زنم...
نامت را... حضورت را... خيالت را... وجودت را...
دستهايم را در گرمي يه دستهايت بگير و مرا فرياد کن...
بيا بيا به شانه هاي من تکيه کن...
دستت را به من بده... حرفت را به من بگو...
دين من عشق تو است... مذهب من عشق تو است...
وجود من عشق تو است...
۱-ایستاده بمیرم.....
۲-بی صدا بمیرم......
۳-به پای یار بمیرم......



وقتی دلم برات تنگ می شه میرم اون بالا پشت ابرا ریز ریز گریه می کنم.
پس هر وقت دیدی داره بارون میاد بدون دلم برات خیلی تنگ شده.![]()

وقتی دفتر خاطرات خواهرم را ورق میزدم خواندم در مورد پدرم این قطعه شعر را نوشته بود البته پدرم امسال در سانحه ی تصا دف دار فا نی را وداع گفت![]()
روی مه پیکر او سیر
ندیدم که برفت